Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Posts Tagged ‘همجنس گرایان’

همجنس گرایی در دوران باستان :

بین النهرین :

در اواسط هزاره سوم قبل از میلاد برخی موبدان سومری به نام گالا که الهه اینانا را پرستش می کردند و سپس همتایان آنها در بابل و آشور لباس و رفتار های زنانه را بکار می گرفتند و به عنوان مفعول با مردان دیگر رابطه جنسی مقعدی داشتند، واژه گالا به صورت تصویر آلت مردانه به همراه مقعد نوشته می شد. در بابل و آشور رابطه جنسی مردان با گالاها موجب خوش اقبالی شناخته می​شد[1].

قوانین آشور در 1250 قبل از میلاد برای مردی که به دروغ به دیگری نسبت مفعول بودن در رابطه همجنس گرایانه دهد یا به مردان تجاوز جنسی کند مجازات در نظر گرفته بود ولی ممنوعیتی برای روابط آزادانه میان دو مرد وجود نداشت[2]. تصاویر روابط همجنس گرایانه در اوروک، بابل، شوش و آشور از هزاره سوم پیش از میلاد یافت شده.

مصر :

در کتیبه های مصری موبدان برخی معابد از داشتن رابطه با مردان درون معابد منع شده اند. به مردانی که رفتار زنانه داشتند و با مردان رابطه جنسی داشتند “Hmt” گفته میشده. در یکی از افسانه های مصر که در چندین کتیبه به آن اشاره شده آمده است که «ست» یکی از خدایان مذکر با «هورس» یکی دیگر از خدایان مذکر رابطه جنسی برقرار کرده[3].

قدیمی ترین تصویر از رابطه همجنس گرایانه در مقبره «نیانخخنوم» و «خنومهوتپ»[4] در نزدیکی شهر ممفیس یافت شده، در این تصویر دو مرد (صاحبان مقبره) دیده می شوند که همدیگر را در آغوش گرفته اند و یکدیگر را در حالتی که نوک بینی ها به هم رسیده می بوسند، این نوع بوسه در تصویر گری مصری نماد بوسه عاشقانه بوده.

یونان :

آثار بسیاری از روابط همجنس گرایانه و عشق میان همجنس از یونان باستان بر جای مانده . یکی از شکل های رایج این رابطه میان یک مرد با تجربه و بزرگسال و یک نوجوان بوده، این رابطه «پِدِرَستی» نام داشته، در این رابطه مرد بالغ یک پسر را برای رابطه عاشقانه و جنسی انتخاب می کرده و ضمن این رابطه روش های زندگی را به او آموزش می داده[5].

«سَفو»[6] زن شاعری بود که حدود 600 سال قبل از میلاد در جزیره «لزبوس» زندگی می کرد و اشعاری در زمینه عشق به همجنس و جنس مخالف سروده است. بعد ها واژه «لزبین» برای اشاره به زنان همجنس گرا بکار گرفته شد.

افلاطون در رساله ضیافت خود برترین عشق را میان همجنسان مرد و رابطه جنسی با زن را فقط برای تولید مثل دانسته[7].

چین :

قدیمی ترین شواهد مربوط به همجنس گرایی در چین به قرن شانزده تا یازده در سلسله «شَنگ» بر می گردد. اسناد تاریخی رسمی چین نشان می دهد که در سلسسله «چین» و «هان» (770 سال قبل از میلاد) همجنس گرایی در بین مردان نه جرم بوده و نه پدیده ای غیر اخلاقی[8].

از یازده امپراتور سلسله «هان» ده امپراتور معشوق همجنس و یا روابط همجنس گرایانه داشتند و این نوع روابط برای طبقات بالای جامعه چین پذیرفته شده بوده.همجنس گرایی زنان نیز در چین باستان پذیرفته شده بوده، به زنان همجنس گرا «موجینگزی» گفته می شده[9].

همجنس گرایی پس از میلاد مسیح :

مسیحیت در اوج قدرت امپراتوری رم و رواج فرهنگ یونانی در مناطق مدیترانه پدیدار شد. مسحیت زاده یهودیت بود و بسیاری از باور های یهودی را به ارث برد. مسیح آموزه تورات درباره مهر ورزی به همسایگان را تصدیق کرد و مانند پیامبر پیشین به فقرا و ضعیفان توجه نشان می داد. در موضوعات جنسی او محافظه کاری را با دلسوزی ترکیب کرد. او طلاق را مردود دانست ولی برای نجات زنی از مجازات یهودی سنگسار مداخله کرد. استفاده از واژه «راکا»[10] که گمان می رود واژه توهین آمیزی است برای اشاره به مرد مفعول جنسی توسط مسیح منع شده، بیش از این در «گاسپل»[11] ها که از نخستین متون مسیحی هستند مسیح در مورد همجنس گرایی ساکت است، این نکته تعجب برانگیز است زیرا عشق مردان به یکدیگر در جوامع یونانی ساکن فلسطین جایی که مسیح در آن موعظه می کرد متداول بوده[12].

در دهه های نخستین پس از میلاد مسیح یک فیلسوف و نظریه پرداز یهودی ساکن اسکندریه به نام «فیلُ»[13] در قوانین خود به نام قوانین مخصوص، همجنس گرایان را به مرگ محکوم کرد. نویسندگان دیگر یهودی هم در این دوره کم و بیش به محکوم کردن همجنس گرایی پرداختند. در بسیاری موارد نویسندگان برای کسب اعتبار داستان ها، پیشگویی ها و اشعار خود را از جانب پیامبران یا اساتید پیشین بیان کرده اند. برای مثال «نامه اریستیاس» که به عنوان منبع ترجمه یکی از نسخه های انجیل معرفی شده خود یک قرن بعد از آن نسخه انجیل نوشته شده و در این متن نویسنده یهودی مردم غیر یهودی جهان را به داشتن رابطه با همجنس متهم کرده و یهودیان را به دلیل پیروی از قوانین موسی از این قاعده مبرا دانسته[14].

پس از قرن سوم میلادی با کمرنگ شدن ادیان غیر ابراهیمی و قدرت گرفتن مسیحیت و پذیرفته شدن این دین توسط امپراتوری رم به تدریج ارزش های اخلاقی جامعه و قوانین حکومتی تغییر نمود و همجنس گرایی را محکوم کرد، رابطه عاشقانه میان مردان که زمانی نقش مهم و آشکاری در تمدن یونانی و ادبیات داشت با نفوذ تعصبات ضد همجنس گرایانه مسیحیان در قوانین رم و تغییر ارزش های اخلاقی تبدیل به پدیده ای شیطانی و ممنوعه شد.

ستیز با همجنس گرایی در قرون وسطی دراروپا با شدت بسیار دنبال می شد، کلیسا و حکومت ها سنگین ترین مجازات ها را بر علیه همجنس گرایان در این دوره بکار می بردند.

ایران – غزنویان :

رابطه جنسی میان مردان در این دوره مرسوم بوده، یکی از مشهور ترین اسناد، عشق سلطان محمود غزنوی به غلام ترکش ایاز است. ابوالنجم ایاز بن اویماق  غلام ترک سلطان محمود بود و سپس مرتبه امیری یافت. بعد از درگذشت محمد (421 هجری قمری) در دوره سلطنت پسر اولش محمد از دربار گریخت و به نزد پسر دیگر سلطان محمود، مسعود در نیشابور رفت و در زمان سلطنت مسعود به حکومت مکران و قصدار رسید. مسلما عشق سلطان محمود به ایاز جنبه زمینی و جسمانی داشته است، اما عرفا آن را به عشقی پاک و آسمانی تاویل کردند. یکی از روایت ها درباره عشق سلطان محمود به ایاز از زبان نظامی عروضی گزارش شده : » عشقی که سلطان یمین الدوله محمود را بر ایاز ترک بوده است معروف است و مشهور. آورده اند که سخت نیکو صورت بود، لیکن سبز چهره یی شیرین بوده است، متناسب اعضا و خوش حرکات و خردمند و آهسته. سلطان یمین الدوله مردی دیندار و متقی بود و با عشق ایاز بسیار کشتی گرفتی تا از شارع شرع و منهاج حریت قدمی عدول نکرد. شبی در مجلس عشرت – بعد از آن که شراب درو اثر کرده بود و عشق درو عمل نموده – به زلف ایاز نگریست. عنبری دید بر روی ماه غلتان، سنبلی دید بر چهره آفتاب پیچان، حلقه حلقه چون زره، بند بند چون زنجیر. عشق عنان خویشتن داری از دست صبر او بربود، محتسب اَمَنا و صَدَقنا سر از گریبان شرع بر آورد و در برابر سلطان یمین الدوله باستاد و گفت هان محمود! عشق را با فسق میامیز و حق را با باطل ممزوج مکن که بدین زلت ولایت عشق بر تو بشورد و چون پدر خویش از بهشت عشق بیوفتی. سمع اقبالش در غایت شنوایی بود، این قضیت مسموع افتاد. ترسید که سپاه صبر او با لشکر زلفین ایاز بر نیاید، کارد برکشید و به دست ایاز داد که بگیر و زلفین خویش را ببر. ایاز خدمت کرد و کارد از دست او بستد و گفت از کجا ببرم؟ گفت از نیمه. ایاز زلف دو تو کرد و تقدیر بگرفت و فرمان به جای آورد و هر دو سر زلف خویش را پیش محمود نهاد. محمود زر و جواهد خواست و افزون از رسم معهود و عادت ایاز را بخشش کرد و از غایت مستی در خواب رفت. و چون نسیم سحرگاهی برو وزید بر تخت پادشاهی از خواب در آمد،  آنچه کرده بود یادش آمد، ایاز را بخواند و آن زلفین بریده بدید. سپاه پشیمانی بردل او تاختن آورد. می خفت و می خاست و از مقرّبان و مرتّبان کس را زهره آن نبود که پرسیدی که سبب چیست؟ تا آخر کار حاجب علی قریب که حاجب بزرگ او بود روی به عنصری کرد و گفت: پیش سلطان در شو و خویشتن را بدو نمای و طریقی بکن که سلطان خوش طبع گردد. عنصری فرمان حاجب بزرگ به جای آورد و در پیش سلطان شد و خدمت کرد. سلطان یمین الدوله سر برآور و گفت ای عنصری! این ساعت از تو می اندیشم، می بینی که چه فتاده ما را؟ در این معنی چیزی بگوی که لایق حال باشد. عنصری خدمت کرد و بر بدیهه گفت: کی عیب سر زلف بت از کاستن است چه جای به غم نشستن و خاستن است جای طرب و نشاط و می خواستن است کاراستن سرو ز پیراستن است. سلطان یمین الدوله محمود را با این دو بیتی بغایت خوش افتاد. بفرمود تا جواهر بیاوردند و سه بار دهان او پر جواهر کرد.»[15]

ایران – سلجوقیان :

کتاب تاریخ ادبیات در ایران در بحث غلامان ترک در عهد سلجوقی اشاره یی هم به شاهد بازی دارد، از این نوشته در می یابیم که سلطان سنجر عادت داشت غلامان امرد خود را بعد از مدتی به قتل برساند[16] : «از غلامان ترک که در این عهد خریداری می شدند به صورت های مختلف استفاده می شد. دسته یی از آنان بازیچه شهوات امرای این عهد بودند و رفتار بعضی از سلاطین با این بیچارگان بسیار وحشیانه بود. از عادات سنجر آن بود که غلامی را از غلامان بر می گزید و بدو عشق می ورزید و مال و جان فدای او می کرد و غبرق و صبوح با وی می پیمود و حکم و سلطنت خود را در دست او می نهاد لیکن چند گاهی بعد که دیگر به کار او نمی آمد به نحوی خاص او را از میان می برد. از جمله آنان یکی مملوکی به نام سنقر بود که سنجر پیش از دیدن عاشق او شد و او را به 1200 دینار خرید و به مالکش هم خلعت و مال فراوان بخشید و فرمان داد برای سنقر سراپرده یی چون سراپرده سلطان بزنند و هزار مملوک بخرند تا در رکاب او حرکت کنند و در درگاه او به سر برند و خزانه یی مانند خزانه سلطان برای او ترتیب کنند و ده هزار سوار به وی اختصاص دهند. دو سال بعد سنجر جمیع امرا و رجال خود را فرمان داد که در اتاقی گرد آیند و هنگامی که او سنقر را به دورن می خواند با دشنه بر او حمله برند و پاره پاره اش کنند. نظیر این کار را با قایماز کج کلاه کرد و او نیز کارش به جایی کشیده بود که وزیر سلطان را به قتل آورد. و بار همین عمل وحشیانه را با اختیار الدین جوهر التاجی که مملوک مادرش بود کرد. سلطان به این غلام عشقی خاص یافته و سی هزار سپاه به وی اختصاص داده بود و بعد از چندی دسیسه یی ترتیب  داد تا او را در دهلیز بارگاهش به کارد از پای درآورند. می گویند آن وقت که جوهر را به کارد می زدند و فریاد او برآمده بود، سنجر در حرمسرای خود بود و چون آواز او را شنید گفت بیچاره جوهر را می کشند.»[17]

ایران – صفویه – قاجار :

زیبایی در آغاز سلسله قاجار تا حد زیادی جدا از جنسیت تصور می شد، به صورتی که مردان و زنان با صورت و اندام شبیه به هم به تصویر کشیده می شدند. گاهی تنها شکل پوشش سر مردان و زنان را درتصاویر متمایز می کرده در غیر این صورت در بعضی تصاویر تشخیص جنسیت افراد بسیار دشوار است. در نوشته ها صفات مشابهی برای توصیف زیبایی مردان و زنان بکار می رفت[18]. برای مثال رستم الحکما مرد جوانی را که تهماسب میرزا به او تمایل جنسی داشت اینچنین توصیف می کند : «مردی جوان و بی ریش، چهره ای مانند گل سرخ، بدن نقره گون، قامت سرو گون، چشمان نرگس گون، عشوه گر، با لبان شیرین، ساقی با چانه لاله گون …»[19]. صفاتی که امروزه بیشتر برای توصیف زیبایی زنانه بکار می رود به صورت یکسان برای مردان و زنان بکار می رفته. این صفات حتی در وصف پادشاهان، شاهزادگان و صوفی ها هم به چشم می خورد، در سوی دیگر جامعه مردم عادی از جمله اسیران جنگی و بردگان هم با صفات مشابهی توصیف شده اند، برای مثال چهره مرتضی علی پسر شانزده ساله ملا محمد افغان به این صورت وصف شده : «حدود شانزده ساله، صورتش مانند ماه شب چهارده، هر روز هزار مرد حاضر بودند برای او بمیرند، از عشق مرتضی علی شعیان سنی می شوند»[20] نویسنده در صفحه ای دیگر به اندوه عاشقان مرتضی علی پس از به قتل رسیدنش اشاره می کند.

اسیران ترکمن که به دست حسین قلی خان قاجار در سال 1777 میلادی به اسارت گرفته شدند اینطور توصیف شده اند «در میان مردان، چشمان، موی سر، خط سبیل، چانه ها و قامت پسران، گل نرگس، سنبل، بنفشه، یاس و سرو را شرمسار کرده»[21].

در ادامه نویسنده مردان و زنان اسیر را به غلمان و حور بهشتی تشبیه کرده. غلمان و حور واژگان برآمده از قرآن هستند و به مردان و زنان زیبایی اشاره دارد که به بهشتیان خدمت می کنند.

تصویر باغها در نقاشی ها و اشعار ایرانی با حور و بیشتر غلمان پر شده که معمولا ساقی هستند. از واژه «امرد» در کنار غلمان برای اشاره به این پسران استفاده می شده. درفرهنگ همجنس گرایانه قبل از مدرنیته در ایران امرد مرد جوان یا نوجوانی بوده که آثار روییدن ریش در او ظاهر شده ولی ریش او کامل نرویده باشد و در این دوران در اوج زیبایی دیده می شده.

در قرن نوزدهم میلادی همراه با ورود مدرنیته و فرهنگ غربی به ایران همجنس گرایی به عنوان پدیده ای مربوط به گذشته ایران و تفکیک جنسیت به جنس مرد و جنس زن و دگرجنس گرایی به عنوان شرطی برای رسیدن به مدرنیته دیده می شد. چهره نگاری زیبایی میان دو جنس متمایز و بیشتر زنانه شد و تصاویر زیبایی مردانه و زوج های عاشق مرد به تدریج از میان رفت[22]. در قرن نوزدهم ایرانیان مطلع شدند که عشق میان مردان و امرد ها و رابطه جنسی همجنس گرایانه رایج در ایران از دیدگاه اروپایی ها فساد دانسته می شد[23].

قرن هجدهم تا بیست و یکم میلادی :

فرانسه نخستین کشور غربی بود که پس از مسیحی شدن امپراتوری رم و جرم انگاری همجنس گرایی در سال 1791 میلادی از همجنس گرایی جرم زدایی کرد. در قاره آمریکا در سال 1830 برزیل از همجنس گرایی جرم زدایی کرد. در سال 1867 پانصد تن از اعضای انجمن وکلای آلمان برای بررسی مسائل حرفه ای خود در مونیخ گرد هم آمده بودند. یکی از این وکلا که گرایش همجنس خواهی هم داشت، کارل هنریش اولریخ بود. او در آن روز مقابل همه 500 نفر شرکت کننده جلسه به دفاع علنی از حقوق همجنس گرایان پرداخت و چنین بود که به عنوان یکی از نخستین کسانی که در جهان مدرن از حقوق همجنس گرایان دفاع کرده شناخته شد. در سال 1922 اتحاد جماهیر شوروی از همجنس گرایی جرم زدایی کرد. آلمان نازی در سال 1933 گروه های همجنس گرایان را ممنوع و همجنس گرایان به اردوگاه های کار اجباری فرستاده می شوند و تحقیقات علمی و کتاب های موجود در موسسه تحقیقات جنسی را سوزانده و موسسه ویران می شود، تحقیقات و کتاب های مگنوس هیرشفیلد[24] که در مورد همجنس گرایی تحقیقات گسترده ای انجام داده بود در این موسسه نگهداری می شد و در این جریان از بین رفت. در سال 1973 انجمن روانشناسی آمریکا (APA) همجنس گرایی را از فهرست بیماری های روانی خارج می کند نتایج تحقیقات الوین هوکر[25] در مورد همجنس گرایی در این تصمیم نقش عمده داشته. در سال 1980 حزب دموکرات ایالات متحده آمریکا نخستین حزب سیاسی در این کشور است که از حقوق همجنس گرایان پشتیبانی می کند.

در سال 1989 دانمارک اولین کشوری است که در جهان مدرن ازدواج همجنس گرایان را به ثبت قانونی می رساند.


[1] . Islamic homosexualities: culture, history, and literature – page 65

[2] . HOMOSEXUALITY AND THE BIBLE, Supplement

By Bruce L. Gerig

[3] . ترجمه کتیبه W.K. Simpson, in Greenberg, – page 131

[4] . Niankhkhnum and Khnumhotep

[5] . Encyclopedia of Homosexuality – ancient Greece

[6] . Sappho

[7].  The Symposium – Plato

[8] . Sociolegal Control of Homosexuality – Donald J.West and Richard Green – page 57

[9].  Sociolegal Control of Homosexuality – Donald J.West and Richard Green – page 61

[10] . raca

[11] . Gospel

[12] . Homosexuality and Civilization – page 111

[13] . Philo

[14] . Homosexuality and Civilization – page 112

[15] .-  شاهد بازی در ادبیات فارسی – سیروس شمیسا – صفحه 41

[16]. –  شاهد بازی در ادبیات فارسی – سیروس شمیسا – صفحه 73

[17] –  شاهد بازی در ادبیات فارسی – سیروس شمیسا – صفحه 74

[18] . women with mustaches & men without beards – افسانه نجم آبادی – page 11

[19] . متن توصیفات از فارسی به انگلیسی سپس دوباره به فارسی ترجمه شده و با متن اصلی یکسان نیست

[20] . women with mustaches & men without beards – افسانه نجم آبادی – page 13

[21] . women with mustaches & men without beards – افسانه نجم آبادی – page 13

[22]. women with mustaches & men without beards – افسانه نجم آبادی – page 26

[23]. women with mustaches & men without beards – افسانه نجم آبادی – page 5

[24] . Magnus Hirschfeld

[25] . Evelyn Hooker

Read Full Post »

در تعاریف معتبر همجنس گرایی = گرایش جنسی و رمانتیک پایدار به همجنس + هیچ چیز دیگری

ولی می توانیم دید وسیع تری را به میان آورد.

از اینجا شروع کنیم که چه چیز فرد را همجنس گرا می کند، چرا ما به همجنس گرایس داریم در حالی که سایرین به جنس مخالف؟

به این تصویر دقت کنید (منبع) :

مغز همجنس گرایان

در بالای این تصویر با رنگ قرمز نوشته شده که تصاویر مربوط به چه گروهی است

HeM مردان دگر جنس گرا

HeW زنان دگر جنس گرا

HoM مردان همجنس گرا

HoW زنان همجنس گرا

همان گونه که مشاهده می کنید تصاویری که از اسکن های عملکرد مغری افراد بدست آمده نشان می دهد عملکرد مغز همجنس گرایان شباهت زیادی با عملکرد مغز در جنس مخالف دگرجنس گرایشان دارد. نکته قابل توجه اینجاست که این اسکن ها از عملکرد مربوط به مسائل جنسی گرفته نشده و عملکرد های مختلف مغز این نتایج را بدست آورده.

حال می توان پرسید آیا گرایش به همجنس یکی از ویژگیهای شخصیتی قشری از انسان ها است که مغز متفاوت دارند؟ به نظر می رسد جواب این پرسش مثبت است، تجربیات خود به عنوان یک همجنس گرا را به یاد بیاورید، چه چیز شما را اطراف دوستان همجنس گرایتان جمع می کند؟

چرا و چگونه همجنس گرایان با اینکه در اقلیت و بسیار بسیار پراکنده و دور از هم هستند همدیگر را پیدا می کنند و دور هم جمع می شوند و پس از مدتی چشم را باز می کنید و می بینید که چیزی شبیه به قبیله درست شده؟ آیا می توان شک کرد که غریزه ای در ما وجود دارد که ما را دور هم گرد می آورد؟ می دانیم که چنین رفتاری در انسان ها به صورت کلی وجود دارد، انسان ها دور هم گرد آمدند و قبیله ها و تمدن ها را ساختند، شاید مانند سایر حیواناتی که زندگی اجتماعی دارند گرایش به همکاری و زندگی اجتماعی با همنوع گرایشی بنیادین در ساختمان ژنتیکی انسان ها باشد شاید هم تحلیلی منطقی حاصل شده از مشاهدات و تجربیات فردی ما و تجزیه و تحلیل آن توسط مغز پیچیده انسان است که تشخیص می دهد با جمع شدن دور همنوعان می توانیم بهتر در این دنیا دوام بیاوریم.

پیوند های میان همجنس گرایان بی شک بیشتر از گرایش جنسی میان همجنسان است، به این دلیل می گویم بی شک چونکه دست کم ما امروزه در شرایط اجتماعی تبعیض آمیز قرار گرفته ایم و این به خودی خود یک قشر اقلیت تشکیل می دهد ولی به نظر من مسئله به اینجا پایان نمی یابد، پیوند های ما عمیق تر از چیزی است به نظر می رسد، برای درک این پیوند ها لازم نیست کسی مانند من فلسفه بافی کند، این پیوند ها را با مراجعه و کنکاش عمیق در درون ذهن و رفتار های خودمان می توانیم به وضوح ببینیم. شاید بتوانیم همجنس گرا بودن را به عنوان یکی از خصوصیات شخصیتی یک قشر بی نام و نشان درک کنیم.

Read Full Post »

یادمه یک روزی با یکی از دوست پسر های سابقم در یک مهمانی کوچک چهار نفره بودیم، اون خواست من را ببوسه و من سرم را کنار کشیدم بعد اون یک چک زد توی صورتم، من هم که نمیخواستم آبرو ریزی بیشتر راه بیندازم عکس العملی نشان ندادم، بعد که رفتیم بیرون کلی سر هم داد و بیداد کردیم. من میگفتم که تو تا حالا دیدی مادر و پدرت برن توی یک مهمونی و همدیگر را اینطوری ببوسند؟ اون میگفت نه ولی ما فرق داریم این چیز ها برای جمع ما عادی است. من هم گفتم برای جمع شما شاید ولی برای من نه. من فکر می کنم اگر ما بخواهیم احترام کلیشه ای که در جامعه مرسوم است را از دیگران (دگر جنس گرایان) توقع داشته باشیم باید اول شخص خودمون به شخص خودمون احترام بگذاریم و بعد به همجنس گرایان دیگر، این خود ما هستیم که تا حد زیادی مرز احترام و پرستیژ خودمان را تعیین می کنیم. خیلی ها اول که یک همجنس گرا را می بینیم فوری ازش می پرسیم تاپ هستی یا بات؟ این نشانگر ذهنیتی است که از خودمان و از طرف مقابل داریم. من فکرمی کنم خیلی ها دوست دارند همیشه در جایگاه قربانی باشند و برای همین هیچ تلاش و مبارزه ای برای بدست آوردن آزادی، احترام و برابری و چیز هایی که همیشه از عدم آن گلایه دارند نمی کنند. در مورد آزادی هم می خواهم تاکید کنم ما باید دید دقیق تری به آزادی و محدودیت های آزادی و فلسفه آزادی داشته باشیم، قدم اول برای آزادی رها شدن از گرفتاری های ذهنی و قید و بند هایی است که در ذهنمان ساخته ایم، برای اینکه به دیگران در مورد عدم آزادی خود شکایت کنیم باید اول خودمان با آزادی آشنا باشیم و آن را دست کم در زندگی شخصی لمس کرده باشیم و بدانیم از چه چیزی حرف می زنیم.

Read Full Post »

روزنامه رسالت با نوشتن یک مقاله سبک و ناشیانه که احتمالا به دست نوجوانانی که در حال کار آموزی هستند نوشته شده خود را آلت دست ما برای اطلاع رسانی در باره روز اقلیت های جنسی ایران کرد:

منبع

جمعي از همجنس گرايان و دو جنسه هاي ايراني نما به تازگي با صدور اطلاعيه اي که بر روي برخي شبکه هاي اينترنتي قرار گرفت، روز اول مرداد را روز ملي خود ناميدند. البته هنوز اسم واحدي براي اين گروه  مشخص نشده، برخي اين روز را، روز همجنس گرايان
مي گويند، برخي روز تراجنسي را پيشنهاد کرده اند و عده اي ديگر نيز روز ملي اقليت هاي جنسي ايران و روز دگرباشان را پيشنهاد داده اند. گفتني است چندي پيش نيز جمعي از زنان همجنس گراي ايراني مقيم خارج از کشور که از خود به عنوان تشکل هاي مستقل زنان ياد مي کنند، سميناري سياسي تحت عنوان “ نقش زنان در ساختار سياسي، بررسي و تحليل نقش زنان در جنبش اخير ايران، شکنجه و تجاوز جنسي “ را در کشور آلمان برگزار کردند، که در اين همايش فيلمي مستند  تحت عنوان “ بهشت من “ ساخته ريحانه يوزباشي نيز به نمايش درآمد.

Read Full Post »

اولین سالروز روزملی اقلیت های جنسی ایران

یکم امرداد بر تراجنسی ها، دو جنس گرایان، همجنس گرایان خجسته باد

روز ملی همجنس گرایان همجنسگرایان همجنسگرا همجنس گرا همجنس گرایی همجنسگرایی iranian national LGBT day

Read Full Post »

منبع : سایت خود نویس

رامین جهانبگلو: باید از خودمان و از رهبران جنبش پرسید که به دنبال چه جامعه‌ای هستیم؟ به دنبال قانون اساسی جدید؟ وضعیت گروه‌های مختلف از جمله همجنسگرایان چه حالتی خواهد داشت؟ بحث‌های زیادی وجود دارد که جنبش مدنی هنوز نپرسیده است.

جهانبگلو می‌گوید که این جنبش دارد با نافرمانی مدنی جلو می‌رود، اما برنامه‌ای برای آینده خود ندارد.

Read Full Post »

در مورد خاطرات با یک تیر دو نشان زدم و صفحه درباره من وبلاگم را هم با این متن به روز کردم :

تا جایی که خاطراتم را به یاد دارم با همسالان همجنس خود تفاوت داشتم، در بازی ها، در زیبایی شناسی، در رفتار. آن زمان دوران جنگ ایران و عراق بود، پسر ها بیشتر جنگ را نقاشی می کردند، من تصاویر خیالی می کشیدم، برای مثال پروانه هایی که اطراف یک درخت می چرخیدند یا ساختمان ها و موجودات عجیب و خیالی. یکی از اسباب بازی های محبوب پسر های دیگر تفنگ بود، من بیشتر عروسک دوست داشتم، دوست داشتم موهایش را شانه کنم، برایش با تکه پارچه ها لباس جدید درست کنم و برای عروسک ها مهمانی بگیرم و خیلی موارد دیگر، در دوران کودکی کمتر احساس متفاوت بودم می کردم، در واقع خودم را اصل و محور می پنداشتم و دیگر پسر ها برایم عجیب بودند، حتی برادر و سایر پسر های خانواده. بعد ها که بیشتر وقت را در مدرسه بودم احساس متفاوت بودن در من پر رنگ تر شد، احساس می کردم در میان جمع یک مهره ناجور هستم البته همیشه دوستان خود را پیدا می کردم ولی هر چه بزرگ تر شدم تفاوت ها میان من و سایر پسر ها بیشتر شد، در دوران دبیرستان بود که کم کم این متفاوت بودن ابعاد بیشتری گرفت و سخت تر شد، در مورد هویت جنسی خودم دچار سردرگمی شده بودم، خودم را زن نمی پنداشتم، مرد هم نمی پنداشتم. رفتار ها و سبک زندگی من هم خارج از الگوهای پیش فرض جنسیتی بود. در همین دوران بود که کم کم احساس جنسی در من و همسالانم شکل می گرفت و پررنگ میشد، دوستان و همکلاسی ها به زن اشتیاق جنسی نشان می دادند ولی من با اینکه زنان را به عنوان انسان یه عنوان معلم به عنوان همکلاسی(در کلاس های کنکور همکلاسی زن داشتم) به عنوان مادر به عنوان بازیگر به عنوان خواننده و بسیاری موارد دیگر بسیار دوست داشتم ولی نه به زن گرایش جنسی داشتم و نه می توانستم یک زن را به عنوان شریک زندگی خود پذیرا باشم، در مقابل احساس جنسی نسبت به همجنس درمن شکل می گرفت، بدن مردان احساسات جنسی من را تحریک می کرد با اینکه تا چندی پیش به بدن مرد توجه چندانی نداشتم کم کم بدن و ظاهر مردانه به چشم من زیبا تر و جذاب تر می آمد، اینها زمانی رخ میداد که پس از سالها خودم را به عنوان یک انسان متفاوت در بسیاری زمینه ها با سایر پسر ها شناخته بودم ولی این شامل میل و گرایش جنسی نمیشد. در ذهن خودم تصور می کردم که با یک مرد زیبا وو مهربان که هم سن و همکار هستیم یک خانه داریم و با هم زندگی می کنیم و با هم می خوابیم، این رویای شیرین من و آرزوی من به عنوان زندگی خوبی که در آینده منتظر آن هستم بود. من نمی دانستم که آیا کس دیگری هم مانند من وجود دارد، ولی به نوعی اطمینان در خود حس می کردم که اگر من اینگونه ام پس در این دنیا حتما کسان دیگری هم مثل من هستند، روزی مقاله ای به زبان انگلیسی در مورد هولوکاست می خواندم،فکر کنم پیش دانشگاهی بودم و هفده سال داشتم، در آن مقاله که به زبان انگلیسی بود متوجه شدم که نظام هیتلری همجنس گرایان را هم به صورت دسته جمعی کشته و یا به کار جمعی گماشته، در اینجا بود که با واژه Homosexual آشنا شدم، ولی اطلاعات بیشتری غیر از معنی این واژه نداشتم، از طرفی گرایش جنسی من فقط بخشی از هویت من بود و من نمی دانستم که آیا من Homosexual هستم یا نه، بعد ها با جستجو در اینترنت متوجه شدم که همجنس گرایان چه جور آدم هایی هستند و دریافتم که من هم همجنس گرا هستم، آن زمان سایتی بود به نام گی ایران، من از طریق این سایت توانستم با چند نفر از همجنس گرایان ایرانی آشنا بشم و به تدریج همجنس گرایان بشتری را ببینم، و چه خوشحالم که از این راه با بخش بهتر و فهمیده تری از جامعه همجنس گرایان آشنا شدم، بسیاری را می شناسم که به دلیل عدم آشنایی با افراد مناسب در گیر روابط خیابانی و نامناسب و سوء استفاده های جنسی شده اند، خوشحالم که در عصر اطلاعات متولد شدم و توانستم راه زندگی خودم را از روی آگاهی و تصمیم قبلی و فکر پیدا کنم و نه با آشنایی های خیابانی.

امروز هم به خودم افتخار می کنم، من توانستم بدانم که هستم چه می خواهم و باید در چه سویی حرکت کنم و حرکت هم کردم، همین برای من کافی است.

Read Full Post »

Older Posts »