این است متن کامنت :
همجنسگرا جانم
ضمن این که با شما موافق هستم که در ترجمه خبر فارسی به انگلیسی و بر عکس، تفسیرهای نادرستی که گفتی اتفاق می افتد، و در پُست بعدی هم همان طور که به درستی اشاره کرده ای روزآنلاین همین خبر را از یک منبع انگلیسی ترجمه کرده و واژه ی ارتداد را آن وسط گنجانده است، و ضمن این که موافق هستم که دست کم تا به امروز کسی نمی داند که ایاز مرهونی و محمود عسگری همجنسگرا بوده اند یا نه، چرا که آن ها هم به اتهام تجاوز به عنف مجازات شدند، و باز موافق هستم که گروه های حقوق بشری و فعالان حقوق ال جی بی تی به دلایلی که بر من و شما پوشیده نیست ممکن است بخواهند «کِیسِ اعدام» برای «دگرباشان» بسازند تا بتوانند «توجه جهانی» را جلب کنند یا «بودجه» بگیرند از سازمان های بین المللی، اما، با همه ی این تفاسیر، فکر می کنم که ممکن است در این مورد خطا کرده باشی. برای آن که مطلب روشن شود، دو سؤال مشخص دارم:1- آیا گفته ی آقای محمد مصطفایی که این بالا نوشته اند اگر تجاوز صورت گرفته بود به ماده 112 استناد می شد درست است؟ یعنی شما نمونه ای در احکام صادر شده سراغ داری که کسی به دیگری تجاوز کرده باشد و به مواد 108 و 110 استناد شده باشد؟ چرا که در متن نوشته ای که این دو ماده برای تجاوز هم کاربرد دارد. من در اینترنت حدود یک ساعت وقت گذاشتم بلکه موردی پیدا کنم که کسی به اتهام تجاوز و با استناد به دو ماده 108 و 110 مجازات شده باشد، اما هنوز پیدا نکرده ام.
2- فکر می کنی که چرا در توضیح اعدام دو نفر از این شش نفر از عنوان «تجاوز به عنف» استفاده شده اما درباره ی آن سه نفر استفاده نشده است؟ یعنی اگر جرم آن ها هم تجاوز به عنف می تواند باشد پرسش دارم که پس چرا درباره ی آن سه نفر این عبارت به کار نرفته است؟ قاضی می توانست بگوید که برای پنج نفر از این ها به جرم تجاوز به عنف حکم اعدام صادر شد. یا حتی اگر هر کدام از این ها جرم های دیگری مرتکب شده اند هم قاضی می توانست درباره ی آن سه نفر هم، مانند آن دو نفرِ دیگر، از عبارتِ تجاوز به عنف استفاده کند. اما چنین نشده است.
این دو مورد ظن من را قوی تر می کند که شاید این بار واقعن این سه نفر به خاطر همجنسگرایی اعدام شده باشند.
مرسی که وقت می گذاری و پاسخ می دهی.
گرامی نخست من یک نکته که در کامنت شما هم تکرار شده را مشخص کنم
تا جایی که من اطلاعات را در دست دارم تا به این لحظه فقط و فقط یک نفر در این مورد صحبت کرده و این فرد نه قاضی پرونده (هماتگونه که شما نوشتید) بوده و نه رئیس دادستانی. این فرد “سرپرست روابط عمومي دادگستري استان خوزستان” بوده است، و نکته دیگر اینکه این فرد فقط در یک نشست خبری در این باره سخن گفته و تا جایی که من در جریان هستم کس دیگری یا خود این فرد اطلاعات را تکرار نکرده و فقط همین یک نسخه وجود دارد.
اما در مورد تجاوز به عنف، ببینید گرامی ما در قانون مجازات اسلامی چیزی به نام “تجاوز به عنف نداریم” این عبارت توضیحی است که در بیانیه ها و اخبار منتشر می شود، در موارد تجاور احتمالا فرد به زنا+آدم ربایی (چنین واژه ای هم در قانون نداریم به جای آدم ربایی از اصطلاح مربوطه استفاده می شود که من وارد نیستم) یا لواط+چیز دیگری مانند آدم ربایی محکوم می شود.
این مسئله که ما ماده قانونی تحت عنوان “تجاوز به عنف نداریم” برای من روشن است چرا که هر کس از جمله شما می توانید قانون مجازات اسلامی را باز کنید و مشاهده کنید که چنین واژه ای وجود ندارد. این هم چیز کاملا عادی و طبیعی است، مواد قانونی و شماره و تبصره و اصطلاحات حقوقی برای غیر حقوق دانان قابل استفاده و درک نیست بنابر این در اخبار معمولا از شماره مواد قانونی و اصطلاحات دقیق حقوقی استفاده نمی شود.
چیزی که مورد گفتگو است این است که اصطلاح قانونی و ماده قانونی تجاوز به عنف چیست؟
آقای مصطفایی عقیده دارند که در مواردی که جرم در رسانه ها تجاوز به عنف اعلام می شود دادگاه رای را با استناد به مواد دیگر قانونی به غیر از 108 و 110 اعلام می کند، برای مثال ماده 112.
این موضوع قابل بررسی است، می توان موضوع را پیگیری کرد و از متخصصین خواست که موارد قبلی را بررسی کنند که آیا چنین بوده یا نه، که البته چنین خواهد شد و این مسئله دیر یا زود پیگیری می شود.
پرسیده اید که :
“آیا گفته ی آقای محمد مصطفایی که این بالا نوشته اند اگر تجاوز صورت گرفته بود به ماده 112 استناد می شد درست است؟ یعنی شما نمونه ای در احکام صادر شده سراغ داری که کسی به دیگری تجاوز کرده باشد و به مواد 108 و 110 استناد شده باشد؟”
قسمت نخست پرسش شما به قسمت دوم چنین پیوندی ندارد، یعنی چه ادعای آقای مصطفایی در مورد ماده 112 درست باشد چه نباشد لزوما به این معنی نیست که در موارد تجاوز به ماده 108 و 110 استناد شده باشد یا نه.
در مورد گفته آقای مصطفایی در مورد ماده 112، سواد حقوقی من احتمالا اگر از شما کمتر نباشد بیشتر هم نیست، این ماده را در پست بعدی در همین وبلاگ عینا باز نویسی کرده ام و شما هم مانند من می توانید بخوانید که این ماده درباره چیست. من در سطحی نیستم که بخواهم ادعای آقای مصطفایی را رد یا تائید کنم.
در هر صورت این ماده 112 است :
“ماده 112 – هرگاه مرد بالغ و عاقل با نابالغی لواط كند فاعل كشته می شود و مفعول اگر مكره نباشد تا 74 ضربه شلاق تعزیرمی شود”
.
در مورد اینکه احکامی را دیده باشم که کسی به دیگری تجاوز کرده باشد و از ماده 108 و 110 استفاده شده باشد، گرامی من تا به حال یک حکم هم در زندگی ندیده ام، من هم مانند بسیاری دیگری اخبار و بیانیه ها و اطلاعیه های دستگاه قضایی را دیده ام و خوانده ام، در این قبیل اخبار به دلیلی که قبلا توضیح دادم، معمولا به شماره مواد قانونی اشاره نمی شود و از عبارات توصیفی که برای عموم قابل فهم باشد مانند واژه “تجاوز به عنف” استفاده می شود. در این موارد ما به افرادی مانند آقای مصطفایی و همکاران ایشان که در این زمینه تخصص دارند متکی هستیم، تنها این افراد هستند که پرونده ها را از نزدیک دیده اند و می توانند اطلاعات درست بدهند.
در مورد اینکه شما زحمت کشیدید و یک ساعت و نیم وقت گذاشتید و پرونده ای پیدا نکردید که کسی به اتهام تجاوز با ماده 108 و 110 محکوم شده باشد، می توانم از شما بپرسم که در این مدت آیا شما موردی را پیدا کردید که کسی با ماده 112 با عنوان تجاوز محکوم شده باشد؟ موارد تجاوزی که شما جستجو کردید با استناد به چه ماده قانونی بوده؟، احتمالا شما هم مانند من هنگام خواندن اخبار به عبارات توصیفی برمی خورید و نه شماره مواد قانونی، برای مثال جیب بری، دزدی با اصلحه گرم، تجاوز به عنف و عباراتی از این دست، واقعیت این است که تقریبا هیچ کدام از این عبارات در متن قانون وجود ندارد و رد قانون از عبارات دیگر استفاده شده. سخت است که با جستجو در اینترنت بتوان ماده قانونی که افراد به دلیل این جرایم با آن محکوم شده اند را پیدا کرد.
پرسیده اید که :
“فکر می کنی که چرا در توضیح اعدام دو نفر از این شش نفر از عنوان «تجاوز به عنف» استفاده شده اما درباره ی آن سه نفر استفاده نشده است؟”
شما فکر می کنید چرا در مورد سه نفر دیگر به «شماره ماده قانونی» اشاره نشده؟
ببینید پاسخ این سوال ممکن است به سادگی این باشد که من یک بار به شما می گویم سلام یک بار می گویم درود.
اینها عباراتی بوده که به زبان “سرپرست روابط عمومي دادگستري استان خوزستان” آمده، به نظر می رسد ایشان موارد را بر اساس پرونده های مشترک ذکر کرده، یعنی برای مثال پرنده قاچاق یک پرونده مجزا بوده، پرونده دو نفر دیگر هم مشترک بوده یعنی همدست بوده اند یا با هم دستگیر شده اند… پرونده آن سه نفر هم همین طور.
ممکن است این سخن گو خجالت کشیده در جامعه اسلامی از واژه لواط و یا لواط به عنف استفاده کند و به این دلیل به صورت غیر معمول شماره ماده قانونی را به جای واژه لواط بیان کرده.
نوشته اید که :
“قاضی می توانست بگوید که برای پنج نفر از این ها به جرم تجاوز به عنف حکم اعدام صادر شد.”
ببینید گرامی، شاید اگر اکنون یکی به شما تلفن بزند و در این مورد بپرسد شاید شما نتوانید یک جمله به این تر و تمیزی و نظم و ترتیب بگوید، نمی دانم شما چقدر در سیستم قضایی ایران رفت و آمد داشته اید، این آقای سخن گو در استان خوزستان ممکن است که یک آخوند کم سواد باشد، شما نمی توانید انتظار داشته باشید که ایشان لحن سخن گفتنشان را به میل شما تنظیم کنند و بر اساس چه ترتیبی از موارد یاد کند.
به اضافه اینکه ممکن است آن دو نفر متهم به تجاوز به غیر همجنس بوده باشند و این آقا خواسته موارد اعدام را بر اساس پرونده ها ذکر کند و چون این افراد با یکدیگر آشنایی و ربطی نداشته اند و نتیجتا پرونده جداگانه داشته اند و دادگاه جداگانه برایشان تشکیل شده… پس سخن گو هم در دو مورد جدا از پرونده ها یاد کرده.
مسئله این است که ما نمی توانیم در یک اتاقی بنشینیم و سخن این آقا را تحلیل عمیق کنیم گویی سخنی از یک فیلسوف برجسته در کتابش را که با دقت نوشته شده تحلیل می کنیم، ایشان یک چیزی گفته و به این صورت گفته. این گفته هم جای دیگر تکرار نشده، دستگاه قضایی هم بیانیه رسمی نداده، حالا ما نمی توانیم بیاییم چنین تحلیل عمیقی روی سخن ایشان بکنیم که چرا جملات را به این صورت و به این ترتیب گفته.
اگر یک فرد دیگری در اینباره سخن بگوید یا همین آقا یک بار دیگر سخنی بگوید یا یک بیانیه رسمی در این مورد از سوی دستگاه قضایی اعلام شود شاید تمام این شک و تردید های ما را برطرف کند و مسئله روشن شود.
اینکه این سخنگو در مورد اول به تجاوز به عنف اشاره نکرده ممکن است دلیلش این باشد که می خواسته مشخص کند مورد مربوط به لواط بوده و نه زنا و عمدا یا از روی تصادف از شماره مواد قانونی نام برده. یا شاید هم اصلا نمی خواسته چیزی را مشخص کند و از روی تصادف در مورد اول به شماره قانون اشاره شده و در مورد دوم از عبارت تجاوز به عنف استفاده شده.
همان گونه که گفتم چنین تعبیر و تقسیر و تحلیل و موشکافانه و عمیقی از سخن این آقا که شاید به صورت شفاهی بیان شده می تواند به خبر سازی و تحریف واقعیت منجر شود.
در موارد تجاوز یک قربانی یا شاکی هم وجود دارد، اگر کسی به صورت حرفه ای دنبال پرونده را بگیرد کاملا مشخص می شود که موضوع چه بوده، اگر شاکی در پرونده آن سه نفر وجود نداشته باشند مشخص می شود که مورد همجنس گرایی بوده و نه احتمالا تجاوز. که این موضوع سخت به نظر می رسد چرا که “آدمربايي و سرقت مقرون به آزار” هم در جرایم آنها بوده و این موارد نمی تواند بدون شاکی باشند، ولی با این حال این احتمال هم وجود دارد که موارد “آدمربايي و سرقت مقرون به آزار” ربطی به مسئله جنسی نداشته باشند و مواردی جداگانه بوده باشند.
حرف من تا قبل از کامنت آقای مصطفایی این بود که ما اطلاع کافی در مورد این پرونده نداریم، مصاحبه آقای سخن گو لزوما نشان نمی دهد که این افراد همجنس گرا بوده اند، ممکن است. اینکه حققیت چیست برای ما معلوم نبود، در این حکومت بعید نیست که اصلا این سه نفر مخالف سیاسی بوده اند، یا استقلال طلب بوده اند شاید هم متجاوز بوده اند، شاید هم همجنس گرا بوده اند، و هزار شاید دیگر.
ولی با اظهار نظر صریح آقای مصطفایی به عنوان یک متخصص، دیگر مسئله اعتبار و تجربه ایشان است. مگر اینکه متخصص دیگری نظر دیگری بدهد.



دوست عزیز
من چند بار کامنت گذاشتم اما نمی دانم چرا منتشر نمی شود
بله! الآن متوجه شدم که باید نامم را هم وارد می کردم!
متأسفانه کامنت بلندی که نوشته بودم از دست رفت. اما خلاصه ی عرضم این بود که شما در مطلب اول تان نوشته بودید که مواد 108 و 110 برای تجاوز نیز کاربرد دارد. وقتی از شما پرسیده بودم که آیا مطمئن هستید که چنین است در کامنت ها پاسخ دادید که اهل فن باید نظر بدهند. سپس آقای مصطفایی را اهل فن معرفی کردید. از آن جا که مطابق نظر اهل فن (آقای مصطفایی) مواد 108 و 110 برای تجاوز نیست، و از آن جا که شما نظر اهل فن را صائب می دانید، در نتیجه اطمینان شما در مطلب اول تان که نوشته اید این دو ماده برای تجاوز نیز کاربرد دارد اطمینان درستی نیست. شما حتی ننوشته اید احتمال می دهم که این گونه باشد. نوشته اید مواد بالا (108 و 110) در موارد تجاوز نیز به آن استناد می شود.
توضیحاتی که درباره ی فرمایشات سرپرست روابط عمومی دادگستری استان خوزستان نوشته اید البته درست است. اما با توجه با پاراگراف آخرتان، که نظر آقای مصطفایی را به عنوان یک متخصص مطرح کرده اید، فکر می کنم می شود نتیجه گرفت که این سه نفر همجنسگرا بوده اند یا به بیان دیگر به خاطر روابط همجنسگرایانه اعدام شده اند. امیدوارم که درست منظورتان را متوجه شده باشم.
و این که از بنده پرسیدید که در جست و جویی که کردم آیا توانستم متوجه بشوم که آیا تا به حال برای تجاوز به ماده 112 استناد شده است یا نه، پاسخ خیر است. من موردی که در آن کسی به دیگری تجاوز کرده باشد و با استناد به ماده 112 محکوم شده باشد پیدا نکردم. همان طور که این اولین بار است که می بینم کسی به مواد 108 و 110 استناد می کند. با این حال من هم مانند شما حرف های آقای مصطفایی را ملاک می گیرم. هر چند امیدوارم آقای مصطفایی نیز بتواند ادله ی دیگری نظیر وجود یک شاکی را نشانمان بدهند.
ممنونم از شما.
در مورد اینکه در پست اول نوشته ام مواد 108 و 110 در مورد تجاوز هم کاربرد دارد، به شما توصیه می کنم یک بار قانون مجازات اسلامی را بخوانید، آنقدر هم زیاد نیست، مواد قانون بعضا به نیم خط هم نمی رسد. ولی:
ببینید گرامی، من خودم را شایسته این ندیدم که بخواهم سر خود حرف آقای مصطفایی را زیر سوال ببرم، با این حال آقای مصطفایی تنها متخصص بر روی زمین نیست، حقوق دانان بی شماری وجود دارند که چه با دخالت و پیگیری من و چه بی دخالت و پیگیری من دیر یا زود دراینباره نظر می دهند، در طول این مدت شما می توانید نظر آقای مصطفایی یا بپذیرید یا نه، من به عنوان «شخص» نظر ایشان را نمی پذیرم ولی این یک «انتخاب شخصی» است و در اینباره نظر عمومی نمی دهم و در این فاصله زمانی تا متخصص دیگری نظری بدهد ترجیح می دهم منتظر بمانم، در هر صورت همان طور که گفتم اظهار نظر صریح آقای مصطفایی پای اعتبار ایشان را به میان کشیده و خب این ریسک بزرگی برای ایشان خواهد بود، چرا که اگر عکس آن اثبات شود بسیاری مسائل زیر پرسش خواهد رفت. و نه تنها نظر ایشان بلکه نظر رسانه ها و سازمان هایی که انتظار می رود پیگیر مسائل باشند و متوجه باشند منبع اصلی خبر چه بوده و حواسشان باشد نظر چند کارشناس را جویا باشند…
از این هم که نظر آقای مصطفایی را به عنوان فرد صاحب نظر مطرح کرده ام نمی شود لزوما نتیجه گرفت که حرف ایشان درست است، ایشان مورد اعتماد بسیاری هستند و از افراد صاحب نظر انتظار می رود که حرف درست را زده باشد ولی گه گاه اتفاق می افتند که چنین نمی شود، در این موارد من همین جوری به اتکا به برداشت منطقی خودم و تجربه اندک خودم از قانون که به هیچ وجه قابل مقایسه با آقای مصطفایی نیست نمی توانم بیایم نظر تخصصی ایشان را رد کنم، لازم است که یک فرد دیگر که در این مورد صاحب نظر است ادعای ایشان را رد یا تائید کند، که چنین خواهد شد، البته قرار است این کار رسانه ها باشند که بودجه و امکانات در اختیار دارند و دستشان باز است، ولی وقتی اینها کار خود را انجام نمی دهند دیگران مجبورند این کار را انجام دهند.
می باید در همان روز نخست و ساعات نخست نظر چند متخصص پرسیده میشد، در این مورد بسیار کوتاهی شده. ولی وقتی رسانه معتبر ما روز آنلاین باشد که برای پر کدن صفحه یک ناشی را بنشاند سر ترجمه (احتمالا با استفاده از ترجمه خودکار گوگل و ویرایش آن) و بنویسد که اینها در واقع مرتد بودند و به دلیل ارتداد اعدام شدند چه انتظاری می توان داشت.
دوست خوبم
اولن بنده مواد 108 و 110 را خوانده ام. یعنی چی که می نویسید بعضی مواد قانونی حتی نیم خط هم نیست؟ وقتی یک ساعت و اندی وقت گذاشته ام که ببینم آیا می توانم موردی پیدا کنم که به خاطر تجاوز به این دو ماده استناد شده باشد مگر می شود این دو ماده را نخواند؟ و وقتی پست قبلی تان خودتان را خوانده ام مگر می شود این دو ماده را نخوانده باشم؟ از توصیه تان ممنونم اما خواهشن برای خواننده تان هم قدری شعور در نظر بگیرید.
توضیحاتی که نوشته اید هم به نظرم کافی نیست. شما در پست اول نوشته اید که آن دو ماده قانونی درباره تجاوز نیز کاربرد دارد. آیا شما که تخصصی در حقوق ندارید و خودتان می گویید باید با متخصص مشورت کرد، با یک حقوق دان مشورت کردید و آن را نوشتید؟ اگر پاسخ بله است، پس لطفن آن حقوق دان را معرفی کنید که کمکی هم به من بشود برای دریافت بهتر حقیقت. اگر پاسخ خیر است، که با توجه به این که گفته اید باید متخصص های دیگری به جز آقای مصطفایی هم نظر بدهند، در نتیجه آن جمله ای که از روی اطمینان نوشته اید جمله ی درستی نیست. فکر نمی کنم حرف پیچیده ای بزنم دوست خوبم.
من با روح نوشته ی شما، همان طور که در کامنت اولی که برایتان گذاشتم مشهود بود، همراه هستم. و اتفاقن من هم دارم پیگیری می کنم ببینم اصل داستان در اهواز چه بوده است. خبرهایی هم که تا به الآن دارم این است که گویا مسأله ی تجاوز مطرح بوده است و نه همجنسگرایی. مسلمن برای این که با شما همراه هستم، اگر خبر دقیقی پیدا کردم آن را با شما نیز به اشتراک خواهم گذاشت.
ممنونم از شما.
اطمینان من در مقابل تجربه عملی و تخصص آقای مصطفایی قابل عرضه نیست، حالا فرض بگیرید که ایشان درست گفته باشند و اطمینان من نادرست بوده، خب حالا چه؟ این نشان می دهد که من اشتباه کرده بودم.
در مورد اینکه به شما گفتم قانون مجازات اسلامی را بخوانید منظورم این بود که همه آن را بخوانید، و به این دلیل این توصیه را کردم که ببینید در قانون تجاوز به همجنس ماده جداگانه ای از رابطه جنسی با همجنس با رضایت ندارد، در مورد مفعول فقط اگر مفعول مکروه باشد مواد قانونی به آن اشاره کرده اند که مجازات نمی شود ولی در مورد فاعل چنین تفاوتی گذاشته نشده، پس منطقا شامل تمام موارد از جمله تجاوز هم می شود. من اشاره کردم که تفصیر منطقی از قانون در ایران نمی تواند ملاک باشد، آقای مصطفایی تجربه عملی دارند، ممکن است در قانون چیزی نوشته شده ولی در عمل چیز دیگر اجرا می شود که با تحلیل منظقی از قانون سازگار نیست، چنین پدیده ای در دستگاه قضایی اسلام بسیار رایج است.
البته منظورم از اهواز، خوزستان بود و شهرستان اندیمشک.
در کل میشه از حرفای همجنسگرا یا کسی که خودش رو همجنسگرا اینجا نامیده نتیجه گرفت شما با همجنسگرا ها مخالفین دیگه اینکه خودتون همجنسگرا هستین یا نه نمیدونم من از وقتی که داستان همجنسگرای جاسوس تو گی پارتی شیراز رو خوندم دیگه نتونستم به همجنسگراها شک نکنم از کجا معلوم شما هم جاسوس نباشی ؟شما با حرفاتون معلومه میخوایین بگین تو ایران کسی واسه همجنسگرایی اعدام نشده تا از این طریق نفعی ببرین از کی نمیدونم ولی بدونین وقتی ماده ای هست یعنی به واسطه اون حکمی هم اجرا میشه چه زیر زمینی چه رو زمینی این چیزیه که در قانون اسلام گفته شده و تفسیر شده و نمیشه انکارش کرد و گفت در ایران همجنسگرا اعدام نشده چون سند محکمی نیست یعنی چون سند محکمی از اعدام همجنسگرا نیست پس همجنسگراها تو ایران ازادن ایا واقعا ازادن شما خودتون که میگین همجنسگرایین ایا میتونین با یک همجنسگرای دیگه خونه تشکیل بدین و با هم زندگی کنین اگر نه پس دلیل این ترس چیه از اعدام نیست از حرف مردم و تهدید جانی نیست هر چی فکر میکنم یا شما اشتباه فهمیدید یا .،.
اینکه شما از حرف های من بخواهید نتیجه گیری کنید که از سخنان من چنین بر می آید که تا به امروز هیچ همجنس گرایی در ایران اعدام نشده این نشان از مشکل و عقب ماندگی ذهنی شما است، چرا که به هیچ صورت نمی توان از سخن من چنین نتیجه گیری کرد.
این شما هستید که از چسباندن برچسب همجنس گرا به هر کسی که تجاوزی کرده باشد می خواهید سود ببرید چرا که می خواهید از این طریق به جامعه القا کنید که همجنس گرایی یعنی تجاوز و بخصوص تجاوز به کودکان، و برای این کار دارید از علی خامنه ای حقوق دریافت می کنید، این شما هستید که جاسوس هستید و نه تنها جاسوسی می کنید بلکه خراب کاری و تحریف واقعیات و سیاه نمایی چهره همجنس گرایان هم می کنید.
در مورد به قول شما «خونه تشکیل دادن» تعداد بی شماری از همجنس گرایان در ایران با هم در یک خانه به صورت مشترک زندگی می کنند من هم تا چند سال پیش قبل از جدایی، با شریکم در یک خانه زندگی می کردیم. شما قصد دارید تا زندگی همجنس گرایانه را در ایران غیر ممکن جلوه دهید تا همجنس گرایان را سرکوب کنید و بترسانید. چرا که شما فرستاده علی خامه ای و رژیم او هستید.
شما یک مزدور هستید که پول می گیرید تا بیایید اینجا بر علیه همجنس گرایان سم پاشی کنید، شما که در پوست بره آمده اید و این این حرف ها را می زنید بفرمایید چه گلی بر سر همجنس گرایان زده اید، چه اقدام مثبتی برای برداشتن این وضعی که خودتان توصیف کرده اید انجام داده اید، جر سم پاشی و سیاه نمایی همجنس گرایان شما چه کرده اید؟ که حالا آمده اید من را که در همین وبلاگ که از کارهای اخیرم است و همین کار اخیر چند سال سابقه دارد را متهم می کنید، اصلا شما که هستی جز مزدور حکومت اسلامی که می توانی باشی؟
اصلا من قبول به گفته شما عقب مانده ذهنی و فکری اینم قبول مزدور علی خامنه ای
اما هر کسی بی طرفانه بیاد وبلاگ شما رو
بخونه متوجه میشه وبلاگ شما ضد همجنسگراییه
دیگه حالا هر جور برداشت میکنی بکن
این قضیه خونه مشترک هم از اون حرفای میشه گفت مبالغه من که شخصا حتی میترسم به یک پسر بگم دوستت دارم بعد هزار برداشت بد نکنه
داداش من نظامیه همجنسگرا هم نیست زن هم داره عملیاتی رفت زاهدان اونجا با همکارش خونه گرفته بوددو نفری گفت از اگاهی اومدن گفتن ممنوعه خونه مجردی و دو نفری از لحاظ شرعی اشکال داره واسه همین طول مدتی که بود حدودا دو سال توی پاسگاه اونجا بود
این هیچ
در دکانی نشسته بودم یک مشتری اومد بحث دانشگاه شد گفت پسرش با دوستش اجازه ندادن دو نفری اتاق بگیرن گفتن اشکال شرعی داره
اما سه یا چهار میشه
شما دارین میگین تو تهران همجنسگراها ازادانه میتونن خونه دو نفری مشترک بگیرن و زندگی کنن ؟
نمیدونم احتمالا تهران شده دانمارک خبر نداریم
حدودا دو هفته پیش بود از شهرستان رفتم سر بزنم خونه داداشم که هست تهران اپارتمانی اونجا اصلا خونه به دو تا پسر نمیدن فقط زن ومرد
همجنسگراها نمیتونن نفس بکشن اونوقت شما میگین خونه مشترک چپ وراست اعدامه همه توهینه من خودم یک وبلاگ داشتم توش فقط همجنسگرایی رو تعریف کردم اونو فیلتر کردن اون وقت شما میگین …
اینا وقتی به یک وبلاگ رحم نمیکنن میخوای خود یک همجنسگرا رو راحت بزارن
خود شماتو پروفایلتون گفتین مادر و خونوادتون تهدید کردن
من هیچ وقت به خاطر مسایلی مثل پناهندگی جنسی از ایران نمیرم تو ایران باقی میمونم حتی اگه تنها باشم
حتی اگه اعدام بشم
شما نگاه کنین حتی با وبلاگهای همجنسگرایی که میان وبلاگتون درگیری دارین و اونا رو هم قبول ندارین اصلا معلوم نیست شما چه تونه
با این حرف ها نمی توانید آفتاب را انکار کنید شما مزدور رژیم هستی، هزاران بلکه ده ها هزار همجنس گرا در ایران با هم زندگی مشترک در یک خانه دارند، خود من هم جزوشون بوده ام، حالا شما می خواهید بیایید بگوید ما اشتباه متوجه شدیم که با هم در یک خانه زندگی می کردیم حتما در خواب دیده بودیم!
اینکه بعضی مالک ها خانه به افراد خاص «اجاره» می دهند و به غیر اجازه نمی دهند چیز طبیعی است مثلا بعضی به افراد مجرد اجاره نمی دهند، بعضی به افراد متاهل که تعدا زیاد بچه دارند اجاره نمی دهند، این همه جای دنیا هست و بستگی به انتظارات مالک دارد که بعضی نمی خواهند در خانه رفت و آمد شود بعضی نمی خواهند تعداد بچه های زیاد شلوغی کنند و خانه را خراب کنند…
شما اگر بروید یک خانه بخرید و مثلا خانه ای که 150 میلیون تومان ارزش دارد را 300 میلیون تومان پیشنهاد بدهید نه تنها به شما «نه» نمی گویند بلکه کف پای شما را هم ممکن است حاضر باشند بلیسند که چنین مبلغی را پرداخت کنید. از نظر قانونی هم هر کسی می تواند در ایران خانه بخرد (البته وقتی که پولش را داشته باشد) حتی اگر به سن قانونی نرسیده باشد به واسطه قیم می تواند خانه شخصی بخرد و مالک خانه باشد تا پس از بلوغ اختیار خانه از قیم به او منتقل شود چه برسد به آدم بالغ و به سن قانونی رسیده…
این در حالی است که زن و مردی که در ایران ازدواج نکرده باشند نه تنها نمی توانند با هم زندگی کنند حتی اگر هر دو مالک مشترک خانه باشند بلکه حتی در یک مهمانی هم نمی توانند با هم در یک خانه بدون جدا سازی زن و مرد باشند.
بعدش هم اینجا وبلاگ ها با هم دعوایی ندارند، دعوا با شما است که مزدور رژیم آخوندی هستی.
بعد من کجا نوشته ام مادرم تهدیدم کرده است؟ اگر مادر من یا پدر من یا برادر یا خواهر من، من را تهدید کنند چنان در دهانشان خواهم کوبید که تا چند روز خون بالا بیاورند.
همیشه همینطوره اگه از کسی بدتون بیاد بهش میگین مزدور رژیم شاید من نمیتونم اون چیزی که میخوام به شما بگم اخه شما حرفای منو طور دیگه میفهمین
اخه اونجا که گفتم گفتین عوامل رژیم مادرتون رو تهدید کردن منظورم پاسخ به کامنتی بود که به شخصی به اسم فرشاد داده بودین در قسمت پروفایلتون قسمت درباره من
اخه این یک جور تناقض نیست اونجا میگین تحت فشار و تهدیدین بعد اینجا میگین همجنسگرا ها تو ایران ازادن خونه مشترک داشته باشن؟
نمیدونم اگه خونه مشترک فقط سیصد میلیون باشه پس فقط عده کمی هستن
من به شخصه تو شهرمون ندیدم
شاید منظورت این باشه یه جای دور از مردم به شکل ویلایی باشه
یا یک سگ دونی اصطلاحا حاشیه نشین ها
این جور. جاها زندگی مشترک دارن
فقط اونچه که خودتون میگین رو درست میدونین
شما از حرفاتون پیداست میگین اعدامی که تحت عنوان همجنسگرایی بوده شاید تجاوز به کودک بوده و اعدام همجنسگرا نبوده و کسایی که این تبلیغات رو میکنن میخوان همجنسگراها روومتجاوز معرفی کنن
اوناییکه که میگن این اعدامها به دلیل همجنسگرایی بوده حرفی ازتجاوز نزدن این شمایید که میگید تجاوز
شما ظاهرا سواد خواندن نداری، در آن کامنت که درباره تحدید مادر من است حرفی از عوامل رژیم به میان نیامده، اول بروید خواندن یاد بگیرید بعد بیایید این حرف ها را بزنید. کل اون گفتگو چه کسی که کامنت نخست را نوشته چه پاسخی که من دادم ربطی به رژیم ندارد و مسئله چیز دیگری است که اگر کم سواد نبودی و می توانستی درست بخوانی متوجه میشدی.
اون آقا نوشته «اما احساس میکنم لحنت حتا نسبت به دوستان هم احساس هم کمی تند و گزنده ست»
من هم در جوابش آن پاسخ را نوشته ام.
تناقض را شما می گویی که آمده ای ادعا می کنی این همه گی و لزبین که در ایران با هم زندگی می کنند همه دروغ می گویند.
شما به من 200 میلیون پول بدن من در کمتر از یک هفته می توانم برای شما یک خانه 50 متری یا وضع قابل زندگی بگیرم. لازم هم نیست دور از مردم باشد به راحتی می توان در وسط شلوغ ترین مجتمع های مسکونی و برج ها خانه خرید، شما کافی است پول داشته باشی دیگر هیچ چیز مهم نیست که گی باشی یا لزبین، 10 ساله باشی (با قیم) یا 18 ساله یا 80 ساله، پول خرید خانه را که داشته باشی از هر کجای ایران می توانی خانه بخری چه در تهران چه در دور افتاده ترین روستا، شما پول در دست داشته باشی همه تعظیم می کنند، پول نداشته باشی بخواهی بروی خانه با اجاره کم اجاره کنی خب معلوم است که صاحب خانه شرایط خودش را دارد.
.
اعدام تحت عنوان همجنس گرایی نبوده، چنین عنوانی در دستگاه غضایی ایران وجود ندارد. اعدام تحت ماده 108 و 110 بوده این دو ماده را می توان در شرایط گوناگون بکار برد از جمله در مورد تجاوز به همجنس و تجاوز به کودک همجنس و همچنین رابطه جنسی با رضایت طرفین، آنچه من گفتم این است که معلوم نیست در این مورد کدام گزینه درست بوده و اینکه این افراد همجنس گرا بوده اند یا نه. کسانی که می گویند این افراد همجنس گرا بوده اند بدون آنکه اطلاعات بیشتر داشته باشند باعث می شوند این خطر را ایجاد کنند که اگر تحقیقات و اطلاعات بیشتر نشان داد که اینها همجنس گرا نبوده اند و مثلا به کسی تجاوز کرده اند این باعث خواهد شد تبلیغ سوء بر علیه همحنس گرایان باشد از این جهت که این جور به نظر آید که همجنس گرا = تجاوز جنسی.
عقلا نمیشه بر اساس اگر چه جور بگم بازم ایراد نگیری حرف زد یاقضاوت کرد مثلا اگر اینطور بشه باید جلوشو گرفت
من حوصله ندارم عین واژه رو کپی کنم اینجا بیارم منظور کلام منظورم تهدید عوامل رژیم کی بودن ؟ منظورم این بود از طرف دشمنان شخصی وبلاگی یا ارتش سایبری یا همون عوامل رژیم خلاصه شما تهدید شدین یا نه؟
همونطور م خودتون گفتین پس فقط همجنسگراهای پولدار اونم با دادن پول چند برابر میتونن خونه مشترک داشته باشن یعنی یک. جور دهن صاحبخونه رو ببندن حرفی نزنه
اینم که گفتین تحت عنوان کلمه دقیق همجنسگرایی کسی اعدام نشده درست میگین اخه زمان پیامبر اعدام شده بودن اون موقعه پیامبر کمی علم غیبشون کم داشت نمیدونستن بعدها به جای همجنسگرا و لواط از ماده صد و هشت و اینا استفاده میشه
تا یک جور عوامل رژیم تو کنفرانسهای بین المللی بگن ما کسی رو تحت عنوان همجنسگرا اعدام نکردیم حالا کیه که بیاد بپرسه لواط چیه همجنسگرا چیه تازه خارجیا همجنسگرا هم ندارن میگن همو سکشوال که دیگه اصلا تو قانون ایران هیچکس رو تحت این عنوان اعدام نشده
معلوم نیست چقدر پول برای مزدوری میگیری که اینها را می نویسی، در متن من کاملا مشخص است که تهدید مادر من از سوی رژیم نبوده، بلکه از سوی «دوستان هم احساس» بوده.
من حتی یک بار دیگه هم عین جمله را کپی کردم :
“اما احساس میکنم لحنت حتا نسبت به دوستان هم احساس هم کمی تند و گزنده ست”
بعد شما دوباره آمده ای گفته ای از سوی رژیم…، این نشان می دهد که یا شما عقب مانده ذهنی هستی یا مامور رژیم.
فکر کده ای همه مانند شما مزدوران کند ذهن هستند که بیایی یک سری جملات بی اساس بنویسی و فکر کنی می توانی بحث کنی؟
اول برو خواندن نوشتن و درک مطلب یاد بگیر بعد بیا اینجا به وظایف مزدوریت برس.
راستی یادم افتاد یک مقاله بود تحقیق بود مال سوید بود سویس کدوم دقیقا یادم نیست درباره پناهندگی به همجنسگراهای ایرانی گفته بودن همجنسگراها تو ایران ازادن حتی میتونن مردها دست همدیگه رو تو خیابون ازادانه بگیرن و حتی روبوسی کنن پس به ایرانیا پناهندگی جنسی داده نشه
خب دیگه خیلیا هستن پرتن یک رو بوسی میشه همجنسگرایی و ازادی همجنسگراها پس کل ایران همجنسگرا تشریف دارن پس چی ممنوعه پس این ماده صد وهشت چیه
با اگر نمیشه گفت و حق کسی رو ضایع کرد ووجون از دست رفته ای رو با بازی با کلمات به سخره گرفت
در کل وبلاگت همین که بحث همجنسگرایی خوبه هر چند محتویاتش ضد همجنسگراهست