چرا من روی وبلاگ پسر خیلی کم کامنت می نویسم ؟
راستش را بخواهید وبلاگ پسر آنقدر از نظر طراحی شلوغ است که به سختی می توانم تیتر پست ها را پیدا کنم چه برسد به کامنت ها، برای دیدن لیست آخرین کامنت ها باید صفحه را کلی پایین کشید تا در آن ته ها بتوانم این لیست را به سختی پیدا کنم، آنقدر پیوند و پستر و لیست روی صفحه است که من را واقعا گیج می کند، به اضافه اینکه پس زمینه لیست ها با پس زمینه اصلی یکی است و چشم به سختی مرز قسمت های مختلف با هم را تشخیص می دهد، چیدمان کامنت ها از آخر به اول بر خلاف عادت من است چون اکثر جاهایی که من سر و کار دارم مطالب از اول به آخر لیست میشن به خصوص که در این سیستم یک استثنا هم وجود دارد به این صورت که اگر بای یک کامنت جواب نوشته شود این جواب زیر کامنت اصلی می آید و بنابر این در این قسمت کامنت ها از اول به آخر می شود در صورتی که بقیه کامنت ها از اخر به اول است. به این دلایل من بیشتر وبلاگ پسر را از طریق RSS می خوانم.
به اضافه اینکه رضا به من امکانات مدیریتی روی پسر داده (که تقریبا هیچ وقت ازش استفاده نکردم)، و از طرفی پسر وبلاگ مرجع است و بر خلاف وبلاگ شخصی خودم که هر چی دلم بخواد می نویسم نمیشه بی توجه به دیگران درش فعالیت کرد، اگر کسی که اجازه مدیریتی در وبلاگ دارد یک دیدگاه خاصی را حتی در کامنت ها دنبال کند ممکن است عده ای تصور کنند که وبلاگ پسر از بی طرفی خارج شده و به بلندگوی شخصی تبدیل شده، به خصوص که من همیشه مطالب جنجالی و تند می نویسم، بنابراین نمی توانم بدون خود سانسوری روی پسر کامنت بگذارم.
عملیات انتحاری
بعضی رفتار ها بیشتر به باجگیری و عملیات انتحاری شبیه است، عده ای کتابی را که حکم مرگ من در آن نوشته شده می بوسند و می خوانند و ترویج می کنند و آن را مقدس می دانند، تقدیس و بوسیدن و ترویج و بارها و بارها بازخوانی حکم مرگ یک نفر توهین نیست؟ من اگر اسم و مشخصات شما را روی یک کاغذ بنویسم و زیرش بنویسم این فرد فاسد است و باید کشته شود و بعد این را کپی کنم و پخش کنم و آن را ببوسم و در جایگاه مخصوص بگذارم شما نمی گویید این توهین است؟ اگر نمی گویید اعلام کنید که من فورا این کار انجام دهم.
حالا اگر ما به این بساط فتنه اعتراض کنیم می گویند به مقدسات توهین نکنید؟ عجب! مرگ خوب است ولی برای همسایه. این چه بساطی است، احترام یک جانبه نمی شود، این مکتب منحوس چه احترامی به من گذاشته که من آینه آن شوم. کسی که جوابی برای این پرسش ها به ما نمی دهد. به جای آن عملیات انتحاری (مظلوم نمایی) انجام می گیرد، حالا ما به جای منتظر جواب بودن و جواب نگرفتن باید جواب پس دهیم که چرا نفرت پراکنی می کنید چرا دو دستگی می کنید چرا لی لی به لا لای این و آن نمی گذارید. این حنا دیگر رنگ باخته.

[...] پیوند به منبع [...]