- به «Anonymous» که گفته «مسئله فقط سکس نیست.»:
مگر من گفتم مسئله فقط سکس هست؟ آیا اینکه من در مورد لحظات «حین سکس» این روابط نقاط گنگی در ذهنم وجود دارد نشان میدهد که من معتقدم «مسأله فقط سکس هست»؟- به «امامخمینی ره»:
شما رو به فرهنگ واژگان فارسی ذیل لغت «کونی» رجوع میدهم. «کونی: (صفت) آنکه کون دهد امرد مفعول پشت ملوط مخنث.» با این اوصاف جالب است که شما گرایش به کون دادن دارید اما از اینکه «کونی» خطاب شوید رنج میکشید. اما متأسفانه در فرهنگ لغات من توضیحی برای لغت «کیری» پیدا نکردم. ضمن آنکه چیزی که در جامعه استفاده میشود هم به نظرم به شخصی که «کیر میدهد» دلالت نمیکند. در هر حال شما مجازید به من فحش دهید. به خاطر همین هم هست که من کامنتهایم را فیلتر نمیکنم و اجازه دادم که شما با هر اسم خزعبلی که دوست دارید به من فحش بدهید.- به «Anonymous» که گفته «تعداد اين بيماران اينجور كه مشخصه خيلي هست»:
بستگی به این داره که «خیلی» رو چی تعریف کنید.- به «مینا» که گفته «منطقی در این پست وجود ندارد»:
خیلی دوست دارم که به جای اینکه در مورد ارتفاع جو زمین مثال بزنید، از داخل همین متنی که سرشار از فرضیههای نادرست هست مثالی بنویسید و ضمنا درستش را هم برای بندهی «بیسواد» توضیح بدهید تا ملتفت شوم.- به «همجنسگرا» که مفصلا پاسخ گفته:
1. من نمیدانم چه چیزی باعث شده که شما تصور کنید که شباهتی بین شخصیت «Top»ای که من در این متن توصیف کردهام با «جلاد» وجود دارد.
2. من نمیدانم چرا همهی شما اصرار دارید که من تمام هدف از یک رابطه را فرو کردن آلت تناسلی در جایی میبینم؟ من سعی کردهام به وضوح در ابتدای متن روشن کنم که میفهمم که هر رابطهای اجزای دیگری هم دارد. اما خب آیا این جزء لاینفکی از رابطه نیست؟ چه کار کنم که با بقیهی اجزای رابطهی همجنسگراییتان مشکل حادی ندارم و فقط در این موردش بحث دارم؟ آیا چون در این مورد بحث دارم باید به زور به بقیهی اجزا هم اشاره کنم؟
3. اشاره کردهاید که درصد بسیار بسیار زیادی از همجنسگرایان چه مرد و چه زن، رابطه جنسی یک جانبه ندارند. در جواب شما باید بگویم که این مطلب در مورد آن درصد کمی است که رابطه جنسی یک جانبه دارند. مشکل کجاست؟ تازه نه همهی آنها. من گفتم که زنهایی که گرایش به همجنس دارند را درک میکنم، و همچنین مردانی که گرایش به Bottom بودن دارند را میتوانم بفهمم که حالت جسمی متفاوتی دارند لابد. همانطور که شما گفتید مشکل من آن درصد کم است. اشکالی دارد که من در مورد درصد کم صحبت کنم؟
4. مجددا اشاره کردهاید که رابطه فقط فرو کردن چیزی در چیز دیگر نیست و اینها حاصل ذهن بیمار من است. من نمیدانم شاید شما در روابطتان سکستان را به صورت ذهنی بدون فرو کردن چیزی در چیز دیگر انجام میدهید. یا شاید ناتوان جنسی هستید. اما متأسفانه ذهن بیمار من، تصور کرد که شما در حین سکس چیزی در چیز دیگر فرو میکنید. از این بابت شرمندهام.
5. اشاره کردهاید که «این نقش زن و شوهر که در متن به آن اشاره شده به صورت طبیعی در رابطه همجنس گرایان وجود ندارد». خب خیلی هم خوب. اما من باز هم تأکید میکنم که مشکل من آن دستهای است که به اعتبار حرف شما «غیرطبیعی» هستند و من آنها را بیمار خطاب کردم. همانطور که شما آنها را غیر مستقیم «غیرطبیعی» خطاب کردید.
متأسفانه من هر چه همجنسگرا دیدهام از همین نوع «غیرطبیعی» که شما میگویید یا همان «بیمار» که من میگویم بودهاند. شاید از بخت بد من بوده که من هر چه دیدهام از آن درصد کمی بوده که شما میگویید تقریبا اصلا وجود ندارند یا اگر دارند خیلی انگشتشمار هستند.
در هر حال اشارهی من در این مطلب به آنهاست. این به این معنی نیست که در مورد بقیهی موارد بحثی ندارم. اما این مطلب خاص را به آنها تقدیم کرده بودم. نمیدانم شما چرا اینقدر حرص میخورید اگر احساس میکنید که چیزهایی که گفته شده در مورد شما صدق نمیکند؟
این تلاش جانانهتان من رو به یاد اون جوک معروف « ما سه تا رو کجا میبرید » انداخت.6. خیلی دوستانه عرض میکنم. من جهت احترام به شما ویدیوهای دکتر فرهنگ هولاکویی که لینک داده بودید را دیدم. و آن مطلب رادیوزمانه را هم که در وبلاگتان نقل قول کرده بودید خواندم (گرچه چیز جدیدی برایم نداشت.). اما دوست عزیز. «فرهنگ هولاکوئی» و «رادیو زمانه» در حیطه ی رفرنسهای علمی عالم نمیگنجند متأسفانه.
پاسخ من :
1- نوشته شده «1. من نمیدانم چه چیزی باعث شده که شما تصور کنید که شباهتی بین شخصیت «Top»ای که من در این متن توصیف کردهام با «جلاد» وجود دارد.» پاسخ این است که در متن من جلاد به عنوان یکی از صفات مرد کلیشه ای اسلامی که شاخص امروزی و کامل آن پیامبر اسلام و جانشین او علی است و در مقابل زن کلیشه ای اسلامی که شاخص آن فاطمه است، در متن اصلی آمده «در رابطهاش نقش Top یا به نوعی (فاعل) را داشته باشد.» فاعل بودن از صفات و ویژگی های برجسته این مرد کلیشه ای اسلامی است، فاعل بودن را می تواند در تک تک صفات دیگر این کلیشه مشاهده کرد و به نوعی سایر صفات از این صفت اصلی مشتق می شوند، برای مثال این مرد از زن محافظت و پاسبانی می کند و نه پشتیبانی و حمایت(نقش فاعلی)، این مرد سرپرست و ولی زن است و نه همسراو (مراجعه شود به ریشه و معنی دقیق همسر)/(نقش فاعلی)، این مرد برو روی زن اخیارات و مالکیت هایی دارد و زن در مقابل مالکیت و اختیاری ندارد و به جای آن حقوقی دارد که این حقوق باید از سوی مرد رعایت شود (نقش فاعلی/مفعولی). بنابر این آن «فاعل» که در پرانتز نوشته شده نقش تاپ را متصل به این کلیشه و خصوصیات و ویژگیهای این کلیشه از مرد می کند.
2- نوشته شده «اما خب آیا این جزء لاینفکی از رابطه نیست؟» (اشاره شده به دخول معقدی) نه خیر جزء لاینفک رابطه نیست به این دلیل که می تواند انواع دیگر رابطه جنسی را جایگزین رابطه معقدی کرد یا نکرد(برای مثال سکس دهانی، استمناء برای زوج و …) نتیجتا جزو لاینفک نیست و فقط می تواند یک ترجیح و تنوع در رابطه باشد یا نباشد. از طرفی در اول همین پاراگراف نوشته اید که «من نمیدانم چرا همهی شما اصرار دارید که من تمام هدف از یک رابطه را فرو کردن آلت تناسلی در جایی میبینم؟» آفتاب آمد دلیل آفتاب، شما در همین پاراگراف سکس معقدی را جزء لاینفک به حساب آورده اید. از طرفی در متن اصلی نوشته شده که «باعث میشود معتقد باشم که کسانی که ادعای «همجنسگرایی» میکنند بیمار هستند» و در ادامه متن دلایلی که آورده شده همه بر محور اصلی رابطه معقدی است و رد جاهایی گریزی به نقش مرد و زن بودن شده که بعد توضیح داده اید مشکل اصلی بر سر رابطه معقدی است و رابطه لزبین ها و مردان بات شامل انتقاد نمی شود، خب در آن عبارت نوشته نشده که رابطه معقدی بیماری است بلکه نوشته شده «همجنس گرایی» بیماری است، و از طرفی واضح است که رابطه معقدی مختص همجنس گرایان نیست و من حتی آماری ندیده ام که نشان هد در میان همجنس گرایان مرد شیوع بیشتری از مردان دگرجنس گرا داشته باشد، پس می توان نتیجه گرفت که چون شما با استدلال درباره بیمار گونه بودن رابطه معقدی (با اینکه این رابطه در دگر جنس گرایان هم وجود دارد) همجنس گرایی را بیماری دانسته اید و از طرفی اشاره ای به چیز دیگری نشده پس شما رابطه معقدی را تمام محتوای ظرف همجنس گرایی و جزء لاینفک فرض کرده اید و فقط از این طریق است که می تواند با بیمار گونه خواندن سکس معقدی همجنس گرایی را بیماری دانست.
3- نوشته شده «در جواب شما باید بگویم که این مطلب در مورد آن درصد کمی است که رابطه جنسی یک جانبه دارند»، خیر چنین نیست در متن اصلی نوشته شده «کسانی که ادعای «همجنسگرایی» میکنند بیمار هستند» این جمله به درصد و اقلیت و زیر مجوعه اشاره ندارد و با مبنا قرار دادن اینکه رابطه معقدی یک رابطه بیمار گونه است نتیجه گیری شده که کسانی که ادعای همجنس گرایی می کنند بیمار هستند. در بری استدلال این فرضیه به مغلطه متوصل شده اید، به این صورت که یک مجوعه (که همجنس گرایان باشند) را بیمار فرض کرده اید سپس این مجوعه را به چند زیر مجموعه تقسیم کرده اید و یکی از این زیر مجموعه ها (که تاپ ها باشند) را ایزوله کرده اید سپس دوباره یک ویژیگی را در زیر مجموعه جدا کرده اید (دخول معقدی) سپس با تلاش در بیمار گونه بودن این رابطه این روند ایزوله کردن را معکوس برگشته اید و ازاین تک ویژگی زیر مجوعه تاپ ها و با استفاده از این زیر مجموعه کل ریز مجموعه همجنس گرایان را بیمار خوانده اید، این یک روش بسیار مرسوم مغلطه است که هزاران سال است مورد استفاده افراد و گروه ها با مقاصد خاص قرار می گیرد.
4- باز اشاره شده که سکس تنها عبارت است از فرو کردن چیزی در چیز دیگر، حالا اگرنخواهم فیلم های بی پروا را اینجا پیوند کنم که انواع دیگر سکس را نشان می دهد باید اشاره کنم که استمنا برای شریک جنسی، مالش آلت جنسی بر روی پوست بدن شریک جنسی و در بعضی موارد تحریک نقاط حساس دیگر بدن در مردان مانند سر سینه ها، دهان، گردن و حتی تماس پوستی با بدن و بسیاری موارد دیگر می تواند موجب انزال در مردان شود.
5- عبارات «به طور طبیعی» و «طبیعتا» در فارسی معادل
«naturally»
در انگلیسی عباراتی نیستند که لزوما متضاد واژه های «غیر طبیعی» یا «مصنوعی» یا «ماوراء طبیعی» باشند، این عبارت به معنی و مفهوم به «طور معمول» ، «به طور عادی» و «معمولا» هم بکار می روند که منظور من هم در استفاده از آن عبارت همین مفهوم بوده نه غیر طبیعی، از دیدگاه من چیزی خارج از طبیعت و جهان فیزیک وجود ندارد. و کسانی که رابطه یکجانبه بات تا تاپ دارند نه موجودات ماوراء طبیعی هستند و نه مصنوعی و نه بیمار. من نمی دانم که شما چند همجنس گرا دیده اید و از کجا اطمینان یافتید که فرد همجنس گرا است (مثلا دو جنس گرا نیست) و از کجا اطمینان یافتید که رابطه یک جانبه دارد یا ندارد ولی مشاهدات و تحقیقاتی که به روش های علمی انجام شده عکس این مطلب را نشان می دهد. تقلید نقش زن و شوهر در رابطه همجنس گرایان از آنجا که با ویژگیهای این رابطه سازگار نیست برای پدیدار شدن یا تداوم پیدا کردن دچار مشکل می شوند و به این دلیل است که معمولا این روابط در میان همجنس گرایان یا وجود ندارد یا به صورت معمول کوتاه مدت است. من دلیلی ندارم برای اینکه ادعا کنم مطلقا روابط پایدار تقلید شده زن و شوهری در میان همجنس گراین نمی تواند وجود داشته باشد و برای همین چنین ادعایی نمی کنم.
6- بر نامه رادیو ایران صدا
http://www.iranseda.ir/FullItem/?g=666525
دکتر کمال مقصودی روانپزشک و استاد دانشگاه، و همچنین در آن ویدئو ها دکتر فرهنگ هلاکویی از آنجا که هر دو متخصص و شاغل در زمینه بهداشت روان هستند صلاحیت کامل برای اشاره و تجویز و تحلیل تحقیقات و یافته های علمی را دارند و همان طور که من نوشتم در این برنامه ها به داده های علمی «اشاره شده» و این اشارات درست و دقیق است و تمام منابع و مراجع داده های علمی در این زمینه موجود و در دسترس هستند.
برای اشاره به یکی از این رفرنس های علمی که مختصر و شسته رفته تنظیم است خلاصه نظر رسمی سازمان روانشناسی آمریکا «ای پی ای» را در این مورد پیوند می کنم :
http://www.apa.org/helpcenter/sexual-orientation.aspx
آن صفحه رادیو زمانه که تیترش بود چرا فریاد می زنم همجنس گرا هستم واضح است که منابع علمی نبود و پاسخی بود به کامنت ها و مطالبی که در این باره نوشته شده بود و نوشته بودند که چرا اعلام می کنند که من چه هستم و چه لزومی دارد و از آنجا که پاسخ بسیار طولانی است و آن را قبلا نوشته بودم بنابر این لینکش کردم که دوباره کاری نکنم و پست طولانی نشود.
در پایان به محور و مقدمه اصلی استدلال شما که سکس معقدی است پاسخ می دهم، سکس معقدی در «بین» تمام گرایش های جنسی از همجنس گرا گرفته تا دگر جنس گرا وجود دارد. نتیجه یک تحقیق در ایالات متحده در سال 2005 نشان می دهد 40 درصد مردان دگر جنس گرا رابطه معقدی را با زن تجربه کرده اند. این نکته روشن است که هم سکس واژنی و هم سکس معقدی خطرات و ریسک های مشترک دارند و بعضی خطارت فقط شامل سکس واژنی و یا فقط شامل سکس معقدی می شود اما در مجموع خطرات سکس واژنی در شرایط یکسان از نظر مراقبت های بهداشتی کمتر از سکس معقدی است. در متن شما اشاره شده معقد سرشار از میکروب است، در صورتی که در فردی چنین باشد باید به سرعت به پزشک مراجعه کند چون در افراد سالم معقد به جز باکتری های معمولی که در اثر تخمیر مواد غذایی در معقد وجود دارند معقد و روده سالم نباید سرشار از میکروب باشد. با این حال در مورد افراد نا سالم به خصوص در مورد ویروس «اچ آی وی» معقد احتمال انتقال بیشتری از واژن دارد، ولی با مراقبت های بهداشتی از قبیل استفاده از کاندم، معاینات مرتب پزشکی و سایر موارد بهداشتی شرایط سکس معقدی را می توان بسیار بالا برد و واضح است که سکس معقدی در شرایط مراقبت های سخت بهداشتی می تواند بسیار کم خطر از سکس واژنی بدون هیچ گونه مراقبت بهداشتی باشد، نکته دیگری که در این رابطه به آن اشاره شده لذت بخشی بیشتر رابطه واژنی از رابطه معقدی، لذت بخش بودن رابطه جنسی به فاکتور های زیادی وابسته است و این فاکتور ها برای همه یکسان نیست و حتی موارد یکسان وزن و ارزش یکسان برای افراد مختلف ندارند و بنابر این نمی تواند گفت یک نوع رابطه لزوما برای همه لذت بخش تر است یا نیست، برای مثال پوست بدن و بوی یک مرد برای یک زن دگر جنس گرا ممکن است بسیار تحریک کننده و لذت بخش باشد ولی پوست و بوی بدن همین مرد برای یک مرد دیگر یا حتی یک زن دیگر ممکن است بسیار آزار دهنده و غیر قابل تحمل باشد، نتیجتا لذت بخشی رابطه جنسی چیزی نیست که با نسخه بتوان برای دیگران تجویز کرد.

[...] همجنس گرا: پاسخ من به یک کامنت ضد اخلاقی 2010/06/18 بدست 5pesar پیوند به منبع [...]