در پستی که مربوط به آیت الله بود کامنتی نوشته شد و من هم جواب مفصلی نوشتم که فکر کنم ارزش یک پست را دارد :
میثم
در این شرایط بسیار کوته بینی هست که فکر کنید کسی بتونه در ایران اون هم به اسم مرجع تقلید از همجنسگرایی حمایت کنه و قانون اعدام رو که در عمق مغز اکثر مردم برای این مورد فرو رفته در رساله خودش عنوان نکنه. کلا ما که اکثرمون یه بار هم رساله ورق نزدیم، پس اهمیتی نمیدیم که مثلا فلان مرجع راجع به این موضوع چی فکر میکنه و چه حکمی داده.
خود شما میدونید که هنوز این مساله همجنس گرایی در غرب هم در بین خانواده ها و اکثر مردم ناپسند محسوب میشه حتی با وجود قوانین کشورها که بیشتر بر اساس علم و اندیشه و حقوق انسانها تهیه میشه و نه بر اساس احساس مردم.
عزیز من هنوز خیلی زوده که کسی بصورت علنی از همجنسگرایی حمایت کنه. ما هنوز در مرحله اول که همون درخواست حق زندگی از حاکمیت میباشد مانده ایم. به مسایل دیگه هم در آینده خواهیم رسید نگران نباشید. وقتی دمکراسی برقرار بشه سایر مسایل هم به مرور دیر یا زود حل خواهد شد. زیاد به فکر جهش ژنتیکی نباشید.
منتظری با چشم اسلام به این مساله نگاه کرده و حکم کرده، غیر این هم انتظاری نداشتیم از ایشان. اما به نکات مثبت ایشان در برابر دیگران نگاه کنید که بسیار کم یاب هست در نوع خودش.
موفق باشید و به امید آزادی ایران سبز
پاسخ من :
شما تعدادی جملات درست (فرض می گیرم که درست است) را کنار هم آوردید برای مثال در ایران چنین است و در غرب چنین است، خب بر فرض که اینها درست ولی اینها برای من توجیه این نمی شود که از خودم دفاع نکنم، این مانند این است که به یک آدم گرسنه بگید که دیگران از تو گرسنه تر هستند و در آفریقا چنین و چنان است، خب چه فرقی می کند، چه دردی از من دوا می کند که در ایران مسائل چگونه است، من به عنوان یک انسان سعی میکنم از کم هزینه ترین و بهترین روش برای بهبود زندگی خودم استفاده کنم.
حال اینکه مرجع تقلید چه وظیفه و نقشی دارد سبب نمیشه که من از خواست های خودم کوتاه بیام اگر مرجع تقلید محدودیت هایی داره این مشکل اوست من خودم را به محدودیت های مرجع تقلید محدود نمی کنم و رعایت شرایط او را نمی کنم چون من هم در زندگی محدودیت هایی دارد کسی خودش را به خاطر محدودیت های من در زندگی به آتش نمی کشد پس هر کدام از ما باید به فکر خودمان باشیم و بر پایه منافع خودمان عمل کنیم.
در این مورد آقای منتظری در رساله خود پایش را بر روی منافع من گذاشته من هم جمیع شرایط را سبک سنگین میکنم و واکنش نشان می دهم، واکنش کنونی من در این شرایط این است که ما همجنس گرایان بهتر است منافع قشری خود را فدای منافع ملی نکنیم، در صورتی که جنبشی که پدر روحانی آن منتظری است به راحتی و بدون انتقاد پیروز شود نظریات او می تواند پایه و اساس منش حکومت بعدی قرار گیرد و این در مجموع به ضرر همجنس گرایان خواهد بود، کاری که ما می توانیم بکنیم این است که دست کم با دست خود از این جریان پشتیبانی نکنیم و حد اکثر توان خود را برای انتقاد و برجسته کردن مواضع ضد منافع خود بکار ببریم تا شاید بتوانیم تا حدی از عوارض احتمالی کم کنیم.
دموکراسی حکومت اکثریت است، این واژه برای اکثریت بسیار دهن پر کن و جذاب است ولی برای من که از اقلیت بسیار کوچکی هستم بسیار وحشت آور و خطر ناک، دموکراسی در کشوری که مردم به اسلام و قرآن اعتقاد داشته باشند یعنی حکم مرگ من.
در مورد اینکه مسائل به مرور دیر یا زود حل خواهد شد، از دیدگاه من مسائل ما از راه های دموکراتیک و توسعه تدریجی فرهنگ اجتماعی به زودی حل نخواهد شد و دست کم چندین دهه زمان نیاز دارد، شما باید شرایط قشری ما را درک کنید، ما برخلاف شما فرزندانی نداریم که برای فردای آنها کوشش کنیم، چندین دهه دیگر برای من یعنی پایان زندگی و همه چیز، چه فرقی برای من خواهد کرد که چندین دهه آینده چه خواهد شد، شما از زاویه دید خود به موضوع نگاه می کنید نه از زاویه جامعه همجنس گرایان، زندگی بهتر برای من فقط در چهارچوبی از هم اکنون تا حد اکثر بیست سال دیگر معنی دارد. نتیجتا این نظر که با آرزوی فردای بهتر امروز منافع خود را از منافع ملی پایین تر ببینیم مخالفم.

[...] همجنس گرا: پاسخی به پست من در باره آیت الله پیوند به منبع [...]
دموکراسی خواست اکثریت با رعایت حقوق اقلیته همینجاست که تفاوتش با جمهوری مشخص می شه.
من کاملن موافقم که ما نباید در جنبش حل بشیم.
اینکه از همین الان که هیچی معلوم نیست، مدام می شنویم که «حالا وقت این چیزا نیست» مسخره ترین چیزیه که می شه توی این جنبش دید.
اما در کل، آیت الله یا هر کسی رو با مجموع اعمال و رفتارش باید سنجید.
سلام
نه متاسفانه دموکراسی به خودی خود رعایت حقوق اقلیت نداره، لیبرال دموکراسی به واسطه صفت لبرال خصوصیاتی دارد که لزوما در موکراسی با تعریف بنیادی وجود ندارد، آچه که جنبش سبز در ایران به سوی آن می ورد دموکراسی دینی است که خصوصیات خودش را دارد و نباید آن را با دموکراسی لیبرال یکی دانست